حضرت زینب بانوی فضیلت‌ها

به گزارش پايگاه اطلاع رسانی استبصار،  حضرت زینب – سلام الله علیها – در پنجم ماه جمادى الاولى سال پنجم و یا ششم هجرى یعنى دو یا سه سال پس از ولادت برادر بزرگوارش امام حسین علیه السلام – در شهر مدینه دیده به جهان گشود، او سومین ثمره‏ ى پیوند فرخنده ‏ى امام على علیه السلام و حضرت فاطمه علیها السلام بود.

  •  فضایل و مناقب

زینب كبرى سلام الله علیها داراى فضایل و مناقب بسیارى بود، برخى از القاب آن حضرت خود گویاى فضیلت‏هاى بى‏ شمار آن بانوى بزرگوار است. تا آنجا كه یكى از بزرگان در این باره مى‏ گوید:  فضائل و برترى‏ هاى او و خصلت‏ هاى جلالت قدر و علم و عمل و عصمت و عفت و نورانیت و روشنایى و شرف و زیبایى‏ اش همچون مادرش زهرا علیها السلام است.

  •  مقام علمى

یكى از فضایل و خصایص حضرت زینب (سلام الله علیها) مقام علمى اوست، او زنى دانشمند، سخن‏ور، فصیح و بلیغ بود و نایب خاص امام حسین علیه السلام در بیان حلال و حرام الهى بود و روایت است كه در اسارت هنگامى كه امام سجاد علیه السلام بیمار بودند مردم در حلال و حرام به زینب (سلام الله علیها) مراجعه مى‏ كردند و او هم پاسخ آنان را مى‏ داد.

از این سخن امام سجاد علیه السلام كه در خطاب به عقیله‏ ى بنى هاشم مى‏ فرماید:

«عمه جان تو بحمد الله عالمه ‏اى هستى بدون این كه معلم داشته باشى و تو فهمیده‏ اى هستى بى‏ آن كه كسى مطالب را به تو یاد داده باشد» . پى مى‏ بریم كه زینب كبرى (سلام الله علیها) علم و دانش خود را از طریق دیدن استاد و معلم به دست نیاورده، بلكه از جانب خداى تعالى به آن حضرت اعطاء شده است.

زینب کبری (سلام الله علیها) عفت خویش را حتی در سخت ترین شرایط به نمایش گذاشت او در دوران اسارت و در حرکت از کربلا تا شام سخت بر عفت خویش پای می فشرد و مورخین نوشته اند: «وهی تستر وجهها بکفّها لانّ قناعها قد اخذ منها؛ او صورت خود را با دستش می پوشاند چون روسریش از او گرفته شده بود»

  • پاسدار عفت و پاکدامنی

عفّت و پاکدامنی، برازنده ترین زینت زنان، و گران قیمت ترین گوهر برای آنان، و اصلی و اساسی ترین صفات بانوان است که تمام کمالات و پیشرفتهای زنان در پرتو آن معنی می یابد، و موجب پیشرفت و شایستگی می شود، و اگر زنی از عفّت و پاکدامنی عاری گشت هرچند از جهات علمی و مدیریتی، ورزشی و قهرمانی و… در اوج باشد جز زیان و ضرر به کمالات انسانی و جامعه بشری چیزی در پی نخواهد داشت.

زینب کبری (سلام الله علیها) عفت خویش را حتی در سخت ترین شرایط به نمایش گذاشت او در دوران اسارت و در حرکت از کربلا تا شام سخت بر عفت خویش پای می فشرد و مورخین نوشته اند: «وهی تستر وجهها بکفّها لانّ قناعها قد اخذ منها؛ او صورت خود را با دستش می پوشاند چون روسریش از او گرفته شده بود.»

والاترین مقام صدیقین متعلق به امیرمۆمنان علی علیه السلام است و در زنان سابقه این مقام به حضرت مریم و در امت پیامبر صلی الله علیه وآله به فاطمه ی زهرا علیهاالسلام و آن گاه به حضرت زینب علیهاالسلام اختصاص دارد. لذا چون مادرش فاطمه ی زهرا علیهاالسلام به صدیقه ی کبری مشهور بود، به وی صدیقه ی صغری می گفتند

  • موثقه و صدیقه و امینه

حضرت زینب علیهاالسلام مورد اطمینان همه، خصوصا حضرت سید الشهدا و امام سجاد علیهماالسلام بود. لذا هر وقت امام سجاد علیه السلام به بیان اخبار و احادیث می پرداخت و می خواست در ذهن مردم جای بگیرد، آن را به عمه اش مستند می کرد. ابن عباس نیز همین طور به زینب علیهاالسلام استناد می کرد با این که خود مقام والایی داشت ـ می گفت: «حدثتنا عقیلتنا.»

از طرف دیگر حضرت، جزو صدیقین به شمار می رفت مقامی که اشخاص محدودی بدان دست یافته اند. و پیامبران بدان مقام فخر می کردند «انه کان صدیقا نبیّا» ابراهیم صدیق پیامبر بود. والاترین مقام صدیقین متعلق به امیرمۆمنان علی علیه السلام است و در زنان سابقه این مقام به حضرت مریم و در امت پیامبر صلی الله علیه وآله به فاطمه ی زهرا علیهاالسلام و آن گاه به حضرت زینب علیهاالسلام اختصاص دارد. لذا چون مادرش فاطمه ی زهرا علیهاالسلام به صدیقه ی کبری مشهور بود، به وی صدیقه ی صغری می گفتند.

همچنین حضرت زینب علیهاالسلام امانتدار الهی بود و به مقام «امینة الله» رسیده بود. آری او در سایه عبادت و بندگی به این مقام رسید.

  • سخن حقی که از آن استفاده باطل شد

زینب کبری سلام الله علیها در فن بیان و سخنوری هیچ کم نداشت؛ با این حال حیای الهی او را از سخنوری در جمع مردان باز می‌داشت. با این حال مساله مهمی به وجود آمد که باعث شد آن بانو – با وجود مصیبتها و دردهای جسمی و روحی فراوانش – در مجلس یزید لب به سخن بگشاید. مساله از این قرار بود که یزید این آیه را بر زبان آورد:
«قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُوْتِی الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِیَدِكَ الْخَیْرُ إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدیرٌ ».(۱)
یزید می‌خواست به بهانه این آیه بگوید که خداست که او را پادشاه و عزتمند، و حسینیان را به ظاهر ذلیل گردانیده است.
این جا فرصت کوتاه و مغتنمی داریم که قدری درباره این آیه بیندیشیم. این آیه در عین کوتاهی بسیار پرمغز است. در عظمت این آیه همین بس که می‌توان آن را به عنوان تعقیب نمازهای واجب قرائت کرد زیرا مطابق آنچه از امام صادق علیه السلام نقل شده است این آیه و چند آیه دیگر(۲) هنگام نزول، به خدا گفتند: ما را به سوی چه کسانی نازل می‌کنی؟ به اهل خطا و گناه؟ خدا فرمود که به سوی زمین پایین بروید که هر کس از آل محمد و شیعیانشان شما را بعد از نماز تلاوت کند، با چشم پنهان خود، روزانه با هفتاد نگاه به او می‌نگرم که در هر نگاه هفتاد حاجتش را برآورم و …(۳)

  • آیه‌ای که شایسته یک عمر تفکر است

در این آیه خدا به پیامبر صلی الله علیه و آله می‌گوید که به مردم بگو که خدایا تو “مالک المُلک” هستی یعنی سلطنت همه پادشاهان تحت مالکیت توست یعنی بالاترین مراحل مالکیت خودش تحت تسلط توست؛ بنابراین هر که را مشیت کنی مُلک می‌دهی و از هر که مشیت کنی مُلک را می‌ستانی و هر که را مشیت کنی عزتمند می‌کنی و هر که را مشیت کنی ذلیل می‌کنی، خیر و اختیار امور فقط به دست توست که تو به هر کاری توانمند هستی.
تفکر در این آیه راهنمای خوبی برای درک روابط خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله  و مُلک و مالکیت، عزت و ذلت و اختیار و خیر و قدرت است. خوانندگان محترم را به مطالعه تفاسیر و سپس تفکر بیشتر در این آیه دعوت می‌کنیم و ادعا می‌کنیم که بعد از سال ها تفکر نیز نکات تازه‌ای از این آیه قابل فهم است.

  •  پاسخ روشنگرانه بانو به دشمن کاذب

اما یزید از فهم همه این زیبایی ها و عمق کلام در آیه فوق به دور بود و تنها می‌خواست از ظاهر آیه سوء استفاده کند و حکومت خود را “الهی” قلمداد کند و عاشورا را “ذلت” معرفی کند که از جانب خدا بر امام حسین علیه السلام و یارانش آمده است. در اینجاست که دختر امیرالمومنین علیه السلام سکوت را روا ندانست و فرمود:
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ وَ آلِهِ أَجْمَعِینَ
خدا راست گفت و این گونه می‌گوید که ” ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذینَ أَساوُا السُّواى‏ أَنْ كَذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ كانُوا بِها یَسْتَهْزِوُنَ “(۴)؛

آن گاه بدترین سرانجام، سرانجام كسانى بود كه مرتكب زشتى شدند به سبب اینكه آیات خدا را تكذیب كردند و همواره آنها را به مسخره مى‏گرفتند.
اى یزید! آیا گمان كردى از این كه آسمان و زمین را بر ما تنگ گرفتى و مانند اسیران ما را به شهرها و دیارها كشاندى، ما در نزد خداوند خوار و پستیم ولى تو قدر و منزلت دارى؟! و با این خیال باد به دماغ افكندى و با نگاه غرور و نخوت به اطراف خود مى‏نگرى؟! در حالى كه مسرور و فرحناكى از این كه دنیایت آباد شده و كار بر مراد تو مى‏رود و مقام و منصبى كه شایسته و سزاوار ماست در دست گرفتى!؟ (اگر چنین تصور باطلى كردى) آرام باش. مگر فراموش كردى گفتار خداى را كه در قرآن مى‏گوید:
«گمان نكنند آنها كه به راه كفر بازگشتند كه آنچه ما براى آنها پیش مى‏آوریم و آنها را مهلت مى‏دهیم به نفع آنان و به خیر و سعادت آنهاست؟! نه، بلكه این مهلت براى این است كه بر گناهان خود بیفزایند و براى آنها عذاب خواركننده در پیش است».
ادامه خطبه نیز خواندنی و زیباست، که در اینجا به آن نمی‌پردازیم. آن بانو آیه‌ای را تلاوت کردند تا هم جوابی برای یزید باشد و هم کمکی برای تفسیر صحیح آن آیه که یزید به دنبال تحریف معنایش بود:

وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذینَ كَفَروا أنَّما نُمْلى لَهُمْ خَیْرٌ لِانْفُسِهِمْ انَّما نُمْلى لَهُمْ لِیَزْدادوا اثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهینٌ‏ (۵)
در حقیقت شخص كافر نمى‏تواند از امکانات و وسائل فراوان دنیا در راه حق و در راه سعادت واقعى بهره‏بردارى كند در نتیجه اموالش برایش و بال است و هرچه داراتر باشد بدبخت تر است. (۶)

  • ۱۰ درس کاربردی برای زندگی امروز ما

برای کسانی که به حوادث تاریخی به دیده عبرت نگاه می‌کنند، هر واقعه سرشار از درسهایی است که به زندگی امروزه آنان مربوط می‌شود. برخی از این درسها را در اینجا ذکر می‌کنیم:
اول) همیشه کسانی پیدا می‌شوند که آیات قرآن را به سود خود به شکل وارونه معنا کنند.
دوم) این خطر برای ثروتمندان و حاکمان و بزرگان کمتر از مردم عادی نیست.
سوم) عموم مردم خود را از معانی قرآن دور نگه می‌دارند و به این وسیله به فریبکاری دروغگویان به نام دین تن می‌دهند.
چهارم) همیشه در جامعه افرادی هستند که حقیقت دین را در یافته‌اند. آنان وظیفه دارند به روشنگری و افشاگری بپردازند.
پنجم) مبارزه با بدعتها و تفسیرهای غلط از آیات قرآن نیاز به وقت شناسی هم دارد. هرگونه عجله یا اهمال کاری در این کار، باعث کم اثر شدن آن می‌شود.
ششم) برای فهم معنای آیات قرآن باید از آیات دیگر قرآن نیز کمک بگیریم و الا ممکن است به خطا بیفتیم.
هفتم) اگر برای فهمیدن قرآن همت نکنیم، ممکن است به وسیله همین قرآن گمراه شویم؛ همانگونه که آیه فوق بسیاری را گمراه کرد.
هشتم) محبت الهی و علاقه داشتن به انجام وظایف دینی، می‌تواند در سخت ترین شرایط ما را به دشوار ترین کارها موفق کند؛ همانگونه که زینب کبری سلام الله علیها بدان موفق شد.
نهم) قرآن حاوی همه حقایق عالم است؛ ولی ما به یک گوینده از سنخ “انسان” نیاز داریم که ترجمان آن حقایق برای ما باشد.
دهم) دوران ما به دروغ به عنوان “عصر اطلاع رسانی” نام گرفته؛ زیرا عمق این گروه آیات قرآنی و سخنان پرمغزی هم چون خطبه‌های زینب کبری سلام الله علیها که در صدر گفته‌های بشری است در ابزارهای ارتباط جمعی دنیا مطرح نمی‌شودپی نوشت:
۱٫ آل عمران، ۲۶
۲٫ این آیات عبارتند از سوره حمد؛ آیه ۱۸ آل عمران؛ آیة الکرسی؛ آیه ۲۶ آل عمران
۳٫ کافی، ج۲، ص۶۲۰
۴٫ سوره روم، آیه ۱۰
۵٫ آل عمران، آیه ۱۷۸
۶٫ مجموعه‏ آثار شهید مطهرى، ج ‏۲۶، ص۳۶۸

منبع: تبیان

استبصار www.estebsar.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *