چرا باید در احکام تقلید کرد؟ | پایگاه اطلاع رسانی استبصار (مرکز تخصصی مستبصرین)

آخرین اخبار

خانه » معارف اسلامی » احکام و عبادات » چرا باید در احکام تقلید کرد؟

چرا باید در احکام تقلید کرد؟

هنگام پیش آمدن یک مشکل شرعی و برای دریافت یک حکم از احکام شرعی نیز به متخصص فقه اسلامی مراجعه می کنیم و از او می پرسیم و به دستورالعمل پیشنهادی یا همان فتوای او عمل می کنیم که این کار را اصطلاحاً «تقلید » می نامند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی استبصار، ذهن پرسش گر هر مسلمانى، در جست و جوی احکام شرعی است. اهمیت آگاهی ازنسبت به دیگر احکام، بیشتر است؛ زیرا اصل لزوم تقلید، از مسائلی است که مکلف باید خودش به آن دست یابد و نمی تواند در این مسئه تقلید کند.
تقلید آگاهانه
تقلید برخلاف آنچه در نگاه نخست به نظر می آید، در بعضی موارد، اشکالی ندارد. تقلید کورکورانه است که منفی به حساب می آید؛ یعنی تقلیدی که ناآگاهانه باشد.
آیا همه تقلیدها اینگونه است؟ یا نه، تقلید آگاهانه و از سر خردمندی نیز وجود دارد؟
بله، چنین تقلیدی در زندگی ما وجود دارد. بسیار هم وجود دارد و اتفاقاً با چنین نگاهی و از چنین زاویه ای، انسان بیش از دیگر موجودات مقلّد است. اگر دقیق
شویم، آدمی بسیاری از کارهایش را با تقلیدهای این چنینی می آموزد. حرف زدن، نوشتن، حتّی راه رفتن و… و با اینگونه تقلیدهاست که می تواند انبوهی از کارها را باسرعت بیاموزد.
بله، شیوه درست را در هر کاری باید جستجو کرد. شیوه درست زندگی را باید از دیگران آموخت؛ حتّی با تقلید.تقلیدی این چنین، نه تنها هیچ منعی ندارد و منفی نیست که جزئی از شیوه درست زندگی است.
پس «تقلید آگاهانه» کاری درست است.

فلسفه تقلید
دین اسلام دین زندگی است و برای تمامی کارها و حرکت های انسان دستور و برنامه دارد؛ پس فراگرفتن تکالیف و احکام مورد نیاز، وظیفه ای همگانی است.
در شریعت اسلام، احکامی وجود دارد که خدای حکیم آن ها را برای سعادت دنیا و آخرت انسان تشریع کرده است; واجبات و محرماتی که اگر انسان آن ها را اطاعت نکند، نه به سعادت مطلوب می رسد و نه از عذاب سرپیچی از آن ها – در صورت مخالفت – در امان است .
از سوی دیگر، چنین نیست که هر مسلمانی بتواند به آسانی، احکام شرعی را از قرآن و روایات و یا از عقل خود در یابد . نه قرآن مانند یک کتاب حقوقی یا رساله عملیه، احکام شرعی را به طور صریح بیان کرده است، و نه روایات معصومین علیهم السلام چنین است، و نه عقل بشر به تنهایی می تواند همه احکام را دریابد .
برای شناخت احکام شرعی، آگاهی های فراوانی، از جمله: فهم آیات و روایات، شناخت حدیث صحیح از غیر صحیح، کیفیت ترکیب و جمع روایات و آیات، و ده ها مساله دیگر لازم است که آموختن آن ها نیازمند سال ها تلاش جدی است.پس همانگونه که ما به هنگام بیماری به پزشک متخصص مراجعه می کنیم و نسخه ی او را به کار می بریم، هنگام پیش آمدن یک مشکل شرعی و برای دریافت یک حکم از احکام شرعی نیز به متخصص فقه اسلامی مراجعه می کنیم و از او می پرسیم و به دستورالعمل پیشنهادی یا همان فتوای او عمل می کنیم که این کار را اصطلاحاً «تقلید » می نامند.
این کار چون مراجعه به پزشک، کاری عاقلانه و بخردانه است؛ چرا که ما به سواد، فهم و تخصص فقیه و تلاش و مجاهدت علمی او نیازمندیم.تقلید شرعی
پس احکام شرعی را باید از کسی که آنها را فرا گرفته آموخت زیرا بسیاری از مسائل زندگی در حوزه احکام شرعی و در چارچوب تخصصی فقه است که فهم و کشف آنها در اختیار و توان همه نیست. همه مسائل و احکامی که در حوز ه عمل فرد قرار دارد، مانند نماز، روزه، خمس و دیگر فروع دین و صدها مسئله جدید و مورد نیاز دیگر، مثل اینکه در خوردنیها و نوشیدنیها کدام حلال و کدام حرام است و… فقیه مجتهد است که باید حکم آ نها را بیابد استنباط احکام و بیان کند.فقیه مجتهد، نه تنها چون یک حقوقدان آشنا به قوانین، به بیان حکم می پردازد و مراجعه کننده را یاری می دهد ، بلکه با استفاده از منابع و دلایل چهارگانه قرآن، سنت و… حکم شرعی را کشف و استنباط می کند. به خاطر همین، وظیفه و کار او به واقع چیزی بسیار فراتر از یک متخصص علم حقوق است که تنها به بیان احکام و قوانین و شرح و تفسیر آ نها می پردازد.بی جهت نیست که متخصص علوم فقهی را »مجتهد« می نامند؛ یعنی کسی که کمال مجاهدت را در به دست آوردن حکم شرعی به کار بسته است. پس وقتی دقیق می شویم، می بینیم تقلید با این تلقی و با این شکل، چیزی جز پیروی از علم نیست؛ یعنی بهره گیری از فهم و درک علمی عالم دینی.اگر کسی نخواهد تقلید کند،باید چه کار کند؟به طور کلی فهم درست احکام زندگی از یکی از را ههای زیر امکان پذیر است:۱- بهره گرفتن از معصوم (ع) ؛ که در زمان غیبت این راه به کلی به روی ما بسته است.
۲- اجتهاد؛ که گفتیم این راه در توان همه نیست یعنی همه نمی توانند به درجه اجتهاد برسند و خود شخصاً احکام شرعی را از روی منابع اصیل بیابند.
۳- عمل به احتیاط؛ یعنی شخص طوری به وظیفه خود عمل کند که به یقین برسد که تکلیف خود را انجام داده است. مثلاً اگر عده ای از مجتهدان، عملی را واجب و بعضی دیگر آ ن را مستحب می دانند،حتما آن را بجا آورد. این روش در مقام عمل کاری بسیار سخت و پیچیده است.
۴- تقلید کردن؛ که فلسفه، مبنی و روش آن توضیح داده شد.

استبصار www.estebsar.ir

تلگرام t.me/estebsar_ir

نظرات کاربران

تعداد نظرات ۰

ارسال نظر



مطالب مشابه مطلب فوق