دکتر کوین بارت اسلام شناس آمریکایی: اسلام شیعی، قدرت، حقیقت و گرانشی فزاینده دارد | اسـتـبـصــار

آخرین اخبار

خانه » مقاله و تحلیل » دکتر کوین بارت اسلام شناس آمریکایی: اسلام شیعی، قدرت، حقیقت و گرانشی فزاینده دارد

دکتر کوین بارت اسلام شناس آمریکایی: اسلام شیعی، قدرت، حقیقت و گرانشی فزاینده دارد

دکتر کوین بارت اسلام شناس آمریکایی هم از لحاظ پژوهشی و هم از لحاظ شخصی به معنویت اسلامی علاقه مند می باشد. وی رساله ی دکتری خود را درباره ی مطالعه ی تطبیقی آفریقای شمالی عصر میانه با روایت هایی تجربه ی شخصی معاصر از مناطق Fes و Oujda کشور مغرب نوشت. دکتر کوین هم چنین یکی از بنیان گذران اتحاد مسلمانان، یهودیان و مسیحیان برای حقیقت ۱۱ سپتامبر و مسلمانان برای حقیقت۱۱ سپتامبر. به علاوه دکتر بارت به شکل گسترده ای در سرتاسر آمریکا و هم چنین کانادا و مغرب تدریس نموده است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی استبصار،  نوشته های دکتر بارت به عنوان یک نویسنده ی پر کار و تحلیلگر سیاسی به سازمان های خبری مشهور درجهان کمک کرده است.
دکتر بارت بارها در شبکه های خبری فاکس نیوز، سی.ان.ان و پی.بی. اس و دیگر کانال های ماهواره ای حضور یافته است و الهام بخش داستان های جالب در نیویورک تایمز، the Christian Science Monitor، the Chicago Tribune و دیگر روزنامه ها بوده است. وی در کالج ها و دانشگاه هایی در سان فرانسیسکو، پاریس و ویسکانسین تدریس کرده است، جایی که وی برای انتخابات کنگره در سال ۲۰۰۸ کاندید شد. وی اخیرا به عنوان مدیر غیر انتفاعی، نویسنده و گوینده ی رادیو کار می کند.
می خواهم بحث را درباره ی مسئله ی فرقه گرایی که متاسفانه به جهان اسلام سرایت کرده است، آغاز کنم.

۱٫ اگرچه مسلمانان به شکل صریح و شفاف درباره ی عشق، حمایت و احترام به یکدیگر مطابق با آموزه های قرآن مقدس آموزش دیده اند ،خصومت ها، اختلافات و خشونت جوامع اسلامی را پاره پاره کرده است و برادران (دینی) را در مقابل یکدیگر به نزاع وا داشته است. به نظر شما ریشه ی چنین امری از کجا نشئت می گیرد و بسیار مهم تر چرا؟
من به سیاست اشاره ای نمی کنم، با این وجود صحبت کردن از اسلام و فرقه گرایی بدون رجوع به ساختار اسلام دشوار خواهد بود. دینی که یگانگی ایمان و نظم اجتماعی می باشد- البته منظور من این واقعیت است که اسلام چگونگی سازمان دهی جامعه را تعریف می کند.
اسلام یگانگی ایمان و نظم اجتماعی بر اساس طرح الهی می باشد. این دو با هم عمل می کنند. اسلام خواهان کمال معنوی و روشنگری انسان ها است، در حالی که ساختار اجتماعی و سیاسی برای جامعه ارائه می دهد. و با توجه به این که انسان های جاه طلب و تشنه ی قدرت از این عنصر برای جاه طلبی هایشان استفاده می کنند. افراد و سازمان ها_ خواه اسلامی و خواه غیر اسلامی_ از مذهب برای پیشبرد اهداف شان استفاده می کنند. با استفاده از آسیب پذیری افراد و اختلافات درونی فرقه گرایی را تقویت می کنند.
فکر می کنم که آسیب پذیری امت اسلامی برای فرقه گرایی بعضا نتیجه ی از دست رفتن تدریجی ذات معنوی است. و این امر در واقع درهمه ی ادیان اتفاق می افتد. زمان فهم مردم و دریافت مردم از اسلام را زایل کرده است. معرفت در طول قرن ها به انحراف رفته است و به همان اندازه که ما دانش مان را از دست می دهیم، به همان میزان از مسیری که حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) پیش از ما مشخص کرده است منحرف شده ایم. که تا حدودی به دلیل عدم کمال خود ما است.
قرآن بیان کامل دین خدا است. بنابر گفته ها قرآن حمایت شده و حقیقی باقی خواهد ماند و بنابراین به عنوان نیروی وحدت بخش امت اسلامی عمل کرده است…. اما هنوز ما تفاسیر وسیاست ها در میان خود را جایز می دانیم.
ما به یک جامعه ی آسیب پذیر تبدیل شده ایم زیرا از این راه منحرف شده ایم. ناخودآگاه به این امر اشاره می کند که پیوندمان با وحی الهی قطع شده است، وقتی که بایستی تسلیم می شدیم به امیال اجازه می دهد مسلط شو.د زمان به اتحاد ما لطمه زده است و از یکدیگر جدا شده ایم.
هما گونه که زمان طی می شد و جوامع فکر کردن درباره ی خود به عنوان امری مجزا و متفاوت از مابقی امت را آغاز کردند. بذر اختلاف و خصومت ریشه دوانید، ما را به جایی رساند که اکنون هستیم_ که فرقه گرایی فرا اسلامی می باشد.
حتی اگرچه قرآن مقدس به شکل معجزه آسایی برای ما حفظ شده است، پیروی از خواست خدا چیزی مجزای از فهم آن و اجرای آن می باشد. تفاسیر متفاوت و علایق مذهبی_سیاسی متضادی که با هم هم­پوشانی دارند وجود داشته اند که مردم را گمراه نموده اند.
این امر از طریق جنگ و ایدئولوژی های متضاد نمایان گردیده است. فرقه گرایی اهریمنی است که از متحد شدن امت اسلامی ممانعت کرده است.
در حالی که اسلام می خواهد کامل و بدون تغییر باقی بماند، مسلمانان در بحران فرو رفته اند. بعد از قرن ها تجاوز و دخالت سیاسی و…. ما به راهنمایی معنوی نیاز داریم. هر کسی امروزه به تکنولوژی و اطلاعاتی که به سرعت درحال جا به جا شدن می باشند، دسترسی دارد، امّا هنوز فاقد یک رهبری منسجم و واحد هستیم.
به نظر من این مسئله ی اصلی ما است، اغلب مسلمانان احساس می کنند آنها می توانند خودشان را بفهمند و اسلام را بدون توجه به آموزه ها ونصایح موعظه گران تفسیر کنند. ما نسبت به حقیقت کر و کور شده ایم.
به عنوان یک جامعه نیاز داریم به شکل جدی تری به خود بنگریم و به قرآن پناه ببریم.
مسائل مذهبی مسائل پیچیده ای هستند و تفسیر متون مذهبی بایستی به کسانی واگذار شوند که زندگی شان را وقف مطالعه آن نموده اند. غرور و تکبر ما نسبت به قرآن و اسلام به شکل کلی چیزی است که منجر به شکاف و تفرقه شده است. قرن ها بعدتر ما به خود نخستین خودمان باز خواهیم گشت.
این چیزی است که من فکرمی کنم هرج و مرج زیادی را ایجاد کرده است و سبب شکاف در جوامع شده است.
اسلام درباره ی یگانگی و وحدت است… فرقه گرایی بر خلاف آموزه های اسلام می باشد.

۲٫ اشارات زیادی به شکاف مشهور شیعه و سنی شده است، امّا در حالی که جنبه ی سیاسی این شکاف سبب به انحصار در آوردن بسیاری از بحث ها شده است ما به ندرت ریشه ی مذهبی این شیعه گری را می شنویم. منشا این شکاف را چگونه می بینید؟ و چگونه از طریق بیان اسلامی ایمان صورت گرفته است؟

من واقعا فکر می کنم این شکافی که به آن پرداختیم، در طول قرن ها و به شکل خاص تر دهه های گذشته نقش آفرینی کرده است، سیاسی است و نه مذهبی.
بار دیگر می گویم تنها یک اسلام وجود دارد و بنابراین همه ی مسلمانان ذاتا و اساسا برادر هستند. پیش تر به برخی تفاوت ها در این که چگونه شیعه و سنی ایمان شان را ابراز می کنند و با آن زندگی می کنند، اشاره کرده ام.
مسلمانان سنی به دلیل فقدان انسجام الهیاتی نسبت به مسلمانان شیعه تمایل بیش تری برای شکاف و تفرقه و جنگ داخلی دارند.
مسلمانان سنی تفسیر از متون مقدس را ارائه کردند که برای تفسیر شخصی باز است، در حالی که اسلام شیعه بر حوزه ها و اشخاص برجسته تمرکز داشته است.
فکر می کنم این امر نقش بزرگی در تبدیل شدن اسلام شیعه به یک واحد منسجم و قوی بازی کرده است، جایی که اختلافات و عدم توافق نظرها به شکاف منجر نشده است بلکه منجر به استغنای معنوی گردیده است.
مسلمانان شیعه همیشه امور مذهبی شان را به متخصصان واگذار کرده اند و بر تقلید به جای تفسیر تاکید دارند. این امر در ایجاد یک سنت مذهبی قدرتمند سهیم بوده است و به جوامع در چیره شدن بر تفاوت های فرهنگی شان به وسیله ی یک اجتماع مذهبی قدرتمند کمک کرده است.
این وحدت در اسلام سنی وجود ندارد.
برای مثال، این فقدان وحدت مذهبی در تفسیر قرآن و حدیث باعث بازبودگی اسلام سنی برای نیروهای نا به کار و شریر شده است، برای مثال سلفی ها.
سلفی گری اسلام را به یک دکترین رادیکال و تندروانه تبدیل کرده است. جنبش سلفی گری دراوزه را برای آشفتگی دیدگاه های رادیکال و تفاسیر رادیکال باز کرده است، که منجر به آسیب پذیرشدن جهان اسلام می شود.
هر فردی هنگامی با مسائل مذهبی درگیر می شود باید به شدت احتیاط کند. غرور و تکبر می تواند ما را به این سمت هدایت کند که هر آنچه را که برای ما قابل فهم نیست می فهمیم.
عدم وحدت عمدتا به دلیل فقدان رهبری لست. به عنوان یک جامعه ممکن است وقتی که واقعا به هدایت معنوی و مذهبی نیاز داشته ایم به رهبران سیاسی متوسل شده ایم.
فکر می کنم همه ی ما چیزهای زیادی داریم که از یکدیگر یاد بگیریم. و نباید خیلی زود راجع با یکدیگر قضاوت نماییم، خصوصا برای این که ما در یک نقطه و نه نقطه ی دیگری دچار لغزش زبانی می شویم.
خواهم گفت_ روح سنت شیعه بیشتر با استبداد مخالف درگیر است و بنابراین مسلمانان شیعه توانسته اند انسجام مذهبی و معنوی بزرگتری را حفظ نمایند.
هویت اسلام شیعه در راستای تقلید از فلسفه ی امام علی (علیه السلام) یعنی عدالت اجتماعی و برابری تحول یافته است.
متاسفانه برای جهان سنی این قطع پیوند با ارزش های ذاتی اسلام به این معنا بوده است که جوامع به طرز وحشتناکی تحت رژیم های اقتدار گرا رنج برده اند. ملت ها خودشان را به رژیم هایی تسلیم نموده اند که تنها در پی منافع طبقه ی حاکم بوده اند.
جهان شیعه با رهبری بزرگ تر قابل توجهی خود را تقدیس نموده است
اگر چه نه به شکل کاملی اما ایران به مسلمانان جایگزینی ارائه کرده است که در جهان سنی وجود ندارد. حزب الله در لبنان هم چنین تایید کرده است که یک نیرو ی بخشنده، مسئول، و توانا می باشد. برخلاف جنبش های سنی جنبش های شیعه همیشه بر شمولیت اجتماعی و برابری در میان همه ی مذاهب تاکید داشته اند.

۳٫ به نظر شما چرا شیعه هراسی می شود؟ و چرا اسلام شیعه؟
فکر می کنم این عنصر از اسلام شیعه که به ضدیت علیه حاکمان سرکوب گر احترام می گذارد واقعا امروز به واقعیت پیوسته است و البته این چیزی است که تهدیدی برای بسیاری از قدرت ها در درون و خارج از اسلام می باشد.
برای اسلام شیعی قدرت و حقیقتی وجود دارد که به شکل فزاینده ای جذاب است. در میان چنین عدم نظم و عدم وحدتی مردم طبیعتا در پی انسجام می باشند. طنین صدای قوی برای اسلام شیعه و کشش گرانشی آن وجود دارد که بسیاری [مخالفان] را ترسانده است.
بسیاری از سنی ها به شکل فزاینده ای از رهبرانشان سر خورده و نا امید هستند. آنها نمی خواهند دیگر زیر یوغ امپریالیسم باشند. آنان با تمام توان در پی یافتن یک جایگزین هستند. بنابراین گروه هایی هم چون سلفی ها به شدت برای بی اعتبار کردن و دیو آسا نشان دادن اسلام شیعه نسبت به جهان سنی کار کرده اند. با این امید که با چنین کاری مردم را از حقیقت دور سازند. که تنها با هم بودن است که ما قویتر می شویم.
برای مثال با نگاه به لبنان و حزب الله بسیاری از سنی ها تلاش می کنند جنبش های مقاومتی بنیان بنهند، که با صهونیسم مخالفت می کنند. این سلفی به شدت وحشت زده در عربستان سعودی چنین پدیده هایی را به عنوان برخاستن اسلام شیعی علیه اسلام سنی می دیدند.
این ایده که مسلمانان سنی و شیعه می توانند متحد شوند تهدید بزرگی برای قدرت های غربی است.
۴. اکنون دوست دارم درباره اسلام به عنوان مذهبی با بیشترین رشد در جهان بحث کنم. در دوره ای که اسلام به شدت با تروریسم، خون ریزی و خشونت همراه بوده است، با این وجود شمار فزاینده ای از مردم برای پاسخ هایشان به قرآن رجوع می کنند. به نظرشما چرا چنین اتفاقی افتاده است، خصوصا از زمانی که مسلمانان مجبور به تغییر شدید سبک زندگی شده اند _ حداقل از نقطه نظر غربی ها؟
جهان ما… تمدن غربی به معنای دقیق کلمه فاقد یک بعد معنوی است. به مردم آموخته شده است که موفقیت ها از طریق توانایی هایشان برای ارضای امیالشان اندازه گیری می شوند_ همانند پول، ثروت.
جهانی که ما در آن زندگی می کنیم حول ایده ی ارجحیت اکنون بر زندگی بعد از مرگ می چرخد. همه برای این جهان و لذت های آن تلاش می کنند.
اسلام رستگاری را ارائه می دهد، اسلام ساختار و تنها آزادی واقعی را عرضه می کند_ یعنی اطاعت کامل از خدا.
مهمتر از این ها حقیقتی درباره ی اسلام وجود دارد که مردم را به آن فرا می خواند. اسلام برای بسیاری از افرادی که به ان می گروند چیزی بسیار بیشتر از رهایی را ارائه کرده است، که به محور زندگی آنها تبدیل شده است.
آنها از طریق اسلام خودواقعی را به تدریج می یابند.
قوانینی از طریق اسلام بر ما اعمال می شود به نفع ما است، برای حمایت از خود ما و ترس ها و بد گمانی های ما می باشد.
به اسلام گرویدن در حقیقت یک تجربه ی رهایی بخش است. اسلام شفافیت و یک حس فضیلت درونی را پیشکش می کند.
فکر می کنم که بسیاری از مردم در سر تار سر جهان در حال رسیدن به این واقعیت هستند که برای زندگی کردن چیزی بیش از لذت های جسمانی و گذرا وجود دارد.
فرای همه ی این ها حقیقت نیازی به توجیه ندارد.

شفقنا

استبصار www.estebsar.ir

تلگرام t.me/estebsar_ir

نظرات کاربران

تعداد نظرات 0

ارسال نظر



مطالب مشابه مطلب فوق